<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://sahebzaman1385.loxblog.com</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com</link>
<description>هیئت منتظران صاحب الزمان(عج)لشگرآباد</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>post</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/post-2</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/post-2</guid>

<description><![CDATA[




&nbsp;&nbsp;نام فایل
حجم فایل(مگا بایت)
تعداد دریافت
بازدید
پخش
دریافت


&nbsp;یاد دارم پدر به من گفت دل تو خانه خدا (مناجات)
8.85
50
39




&nbsp;بخش دوم قرائت دعای ابوحمزه ثمالی (مناجات)
12.7
18
12




&nbsp;آقام آقام حسین آقام آقام حسین (زمینه)
7.35
47
30




&nbsp;اشک توهه به پای من خون منه (شور)
3.67
56
49




&nbsp;من آشنای گذرگاه آسمان هایم (مناجات)
4.12
29
16




]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شب بیست و دوم رمضان سال ۱۳۹۳ - چیذر</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/شب-بیست-و-دوم-رمضان-سال----چیذر</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/شب-بیست-و-دوم-رمضان-سال----چیذر</guid>

<description><![CDATA[




&nbsp;&nbsp;نام فایل
حجم فایل(مگا بایت)
تعداد دریافت
بازدید
پخش
دریافت


&nbsp;آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است (روضه)
12
242
149




&nbsp;فرازی از قرائت پر فیض دعای مجیر (دعای مجیر)
12.7
52
20




&nbsp;چه ذوالفقار به عزم مصاف بردارد (روضه)
6.3
99
62




&nbsp;خدا دل من از غصه هلاکه (روضه) - میرداماد
4.48
137
111




&nbsp;یا علی ذاتش صعود قل هوالله احد (شعر خوانی)
6.71
82
57




&nbsp;از خونه رو شونه دردونه خدا (زمینه زیبا)
6.95
511
426




&nbsp;تو را تا دیده ام محو جمال کبریا (واحد) - میرداماد
5.65
78
17




&nbsp;ها علی بشر کیف بشر ربه فیه تجلی (شور)
5.62
102
26




&nbsp;ما شاهرگمون ضامن این بیعتمونه (شور مدافعان)
5.41
170
53




]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تسلیت شهادت امام علی(ع)</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/تسلیت-شهادت-امام-علیع</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/تسلیت-شهادت-امام-علیع</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شبهای قدر</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/شبهای-قدر</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/شبهای-قدر</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زن باید4لباس داشته باشد</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/زن-باید4لباس-داشته-باشد</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/زن-باید4لباس-داشته-باشد</guid>

<description><![CDATA[
قال رسول الله - صلّي الله عليه و آله - : ... لِلْابنِ و الاخِ ما فوقَ الدَّرعِ و لِغَيْرِ ذي مَحرمٍ ارَبَعة اثوابٍ: دِرعٌ وَ حمِارٌ وَ جِلْبابٌ وَ ازارٌ.
&laquo;تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 624&raquo;...


قال رسول الله - صلّي الله عليه و آله - : ... لِلْابنِ و الاخِ ما فوقَ الدَّرعِ و لِغَيْرِ ذي مَحرمٍ ارَبَعة اثوابٍ: دِرعٌ وَ حمِارٌ وَ جِلْبابٌ وَ ازارٌ.
&laquo;تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 624&raquo;
رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: زن در پيش برادر و فرزند خود اگر يك پيراهن بپوشد كه تا زانوان يا ساق پاي او مستور باشد كافي است ولي در نزد نامحرمان، زن بايد چهار لباس داشته باشد: پيراهن، روسري يا مقنعه، چادر و شلوار.
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عفت در سيره پيشوايان</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/عفت-در-سيره-پيشوايان</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/عفت-در-سيره-پيشوايان</guid>

<description><![CDATA[
اشاره:
يكي از ارزش&rlm;هاي والاي انساني و اسلامي&rlm;اي كه سرچشمه ارزش&rlm;هاي ديگر، و موجب آثار درخشان معنوي است، خوي عفّت مي&rlm; باشد كه مي&rlm;توان آن را يكي از پايه&rlm; هاي اخلاق و صفت كليدي اي براي عقب زدن رذايل و سوق دهنده به سوي تكامل و درجات عالي و كمالات متعالي دانست. 
در قرآن و روايات از اين خصلت، بسيار تمجيد شده و سيره پيشوايان معصوم (ع) نيز سرشار از اين خصلت نيكو است. با اين اشاره به مطالب زير مي &rlm;پردازيم: 

اشاره:
يكي از ارزش&rlm;هاي والاي انساني و اسلامي&rlm;اي كه سرچشمه ارزش&rlm;هاي ديگر، و موجب آثار درخشان معنوي است، خوي عفّت مي&rlm; باشد كه مي&rlm;توان آن را يكي از پايه&rlm; هاي اخلاق و صفت كليدي اي براي عقب زدن رذايل و سوق دهنده به سوي تكامل و درجات عالي و كمالات متعالي دانست. 
در قرآن و روايات از اين خصلت، بسيار تمجيد شده و سيره پيشوايان معصوم (ع) نيز سرشار از اين خصلت نيكو است. با اين اشاره به مطالب زير مي &rlm;پردازيم: 
معناي عفّت 
عفّت در اصل به معناي خويشتن داري، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستي و شكم پرستي است. 
راغب اصفهاني در لغت نامه &laquo;مفردات&raquo; مي&rlm; گويد: &laquo;عفّت حالتي در نفس است كه انسان را از غلبه شهوت باز مي&rlm; دارد.&raquo; در لغت نامه &laquo;التحقيق&raquo; آمده: فرق بين عفت و تقوا اين است كه عفّت به معناي حفظ نفس از شهوات انساني است ولي تقوا يعني حفظ نفس از انجام گناهان. بنابراين عفّت يك حالت دروني است، ولي تقوا بر اعمال خارجي نظارت دارد.(4) 
طريحي در &laquo;مجمع البحرين&raquo; مي&rlm;نويسد: &laquo;العفافُ كَفُّ النفس عن المحرّمات، و عَنْ سؤال النّاس؛ عفّت، بازداري روح و روان از گناهان و هم چنين نگه داري خويش از دراز كردن دست سؤال به سوي ديگران است.&raquo;(1) 
از روايات نيز همين معنا استفاده مي&rlm;شود، لذا اين واژه يك معناي عام دارد، ولي بيشتر در مورد خويشتن داري در دو مسئله استعمال شده است: خويشتن داري و قناعت درا مور مالي و كنترل غريزه جنسي، كه اوّلي موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمي موجب حيا، شرم و غيرت در مقابل پرده دري و انحرافات جنسي مي&rlm;گردد. البته از اين دو در اصطلاح روايات به عفّت بطن و فرج تعبير شده است؛ مثلاً پيامبر (ص) فرمود: &laquo;در مورد امّتم در مورد شكم پرستي و شهوت پرستي جنسي، بيمناك هستم.&raquo;(2) 
واژه عفّت در قرآن، بيشتر در اين دو مورد استعمال شده است؛ مثلاً در يك جا آمده: &laquo;وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لايَجِدُونَ نِكاحَا حَتّي يُغْنِيَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و كساني كه امكاني براي ازدواج نمي&rlm;يابند، بايد پاكدامني پيشه كنند، تا خداوند از فضل خود آنان را بي&rlm;نياز گرداند.&raquo; (5) 
و در مورد ديگر مي&rlm;فرمايد: 
&laquo;... يَحْسَبُهُمُ الجاهِلُ اغنياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ؛ بايد انفاق شما، به خصوص براي آن مهاجران فقيري باشد كه... از شدّت عفّت و خويشتن داري، افراد ناآگاه، آنها را ثروتمند مي&rlm;دانند.&raquo;(6) 
در مورد ارزش انسان عفيف، همين قدر بس كه اميرمؤمنان مي&rlm;فرمايد: &laquo;مَا المُجاهِدُ الشّهيدُ في سَبيل اللهِ باَعْظَمَ اجرا ممَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ العَفيفُ أَنْ يَكونَ مَلَكا مِنَ الملائكة؛ پاداش مجاهدي كه در راه خدا به شهادت رسيده، برتر از شخص با عفّتي نيست كه توان گناه دارد، ولي گناه نكند، زيرا چنين شخص نزديك است كه فرشته&rlm;اي از فرشتگان خدا باشد.&raquo;(7) 
چند نمونه از عفّت&rlm; ورزي پيشوايان 
1ـ در شأن رسول خدا(ص) گفته&rlm;اند: او عفيف&rlm;ترين انسان&rlm;ها بود، در همه ابعاد با خويشتن داري عجيبي به تدبير امور مي&rlm;پرداخت. در جنگ اُحد، دندان&rlm;هاي جلوي&rlm;اش شكست و صورتش از ناحيه دشمنان شكاف برداشت. برخي از او خواستند تا دشمن را نفرين كند، آن حضرت با كمال خويشتن داري فرمود: &laquo;من به عنوان ناسزاگو مبعوث نشده&rlm;ام، بلكه به عنوان دعوت كننده و مايه رحمت براي مردم فرستاده شده&rlm;ام.&raquo; سپس به جاي نفرين، چنين دعا كرد: &laquo;اللهمَّ اهْدِ قومي فانّهُم لايَعْلَمون؛ خدايا! قوم مرا هدايت كن، زيرا آنها ناآگاه&rlm;اند&raquo;. 
روزي گروهي از مسلمانان مدينه خدمت پيامبر(ص) آمده و عرض كردند: &laquo;از درگاه الهي بهشت را براي ما ضمانت كن.&raquo; پيامبر(ص) پس از اندكي درنگ فرمود: &laquo;من با يك شرط چنين ضمانتي را براي شما مي&rlm;كنم&raquo;، پرسيدند: آن شرط چيست؟ فرمود: &laquo;اَنْ لاتسْئلوا احدا شَيْئا؛ از هيچ كس (جز خدا) چيزي را تقاضا نكنيد.&raquo; 
آن&rlm;ها نيز تعهّد كردند كه در زندگي از احدي تقاضا نكنند كنار سفره نشسته و دستش به آب نمي&rlm;رسيد، به كسي نمي&rlm;گفت كه آب به من بده، بلكه خودش برمي&rlm;خاست و ظرف آب را برمي&rlm;داشت و مي&rlm;نوشيد. آري پيامبر(ص)، هم خود اين گونه مي&rlm;زيست و هم به شاگردانش اين گونه توصيه مي&rlm;كرد.(10) 
2 ـ در مورد غيرت و عفت ناموسي پيامبر(ص) نيز سخن بسيار است؛ از جمله اين كه: امّ سلمه ـ يكي از همسران پيامبر(ص) ـ مي&rlm;گويد: در حضور پيامبر(ص) بودم، يكي از همسرانش به نام ميمونه نيز حاضر بود، در اين هنگام ابن ام مكتوم كه نابينا بود به آن جا آمد، پيامبر(ص) به ما فرمود: &laquo;حجاب خود را در برابر ابن ام مكتوم رعايت كنيد.&raquo; پرسيديم: مگر او نابينا نيست، بنابراين حجاب ما چه معنا دارد؟ 
فرمود: &laquo;آيا شما نابينا هستيد؟ آيا شما او را نمي&rlm; بينيد؟&raquo;(12) 
3 ـ در ماجراي جنگ جمل كه در سال 36 هـ.ق رخ داد، وقتي سپاه علي(ع) بر دشمن پيروز شد، عايشه در ميان هودج بود، علي(ع) نزد او آمد و فرمود: &laquo;... سوگند به خدا، آنان كه زن&rlm;هاي خود را در پشت پرده عفاف نگه داشتند و تو را از خانه خارج نمودند، با تو به انصاف رفتار نكردند.&raquo; سپس نگذاشت نامحرمان به پيش آيند، بلكه به محمد بن ابي بكر ـ برادر عايشه ـ دستور داد، تا او را از هودج بيرون بكشد، سپس او را در خانه صفيه دختر حارث پناه داد،(14) آن گاه با حفظ كامل حريم عفاف، او را روانه مدينه كرد. 
4 ـ يكي ديگر از شاگردان امام باقر (ع) به نام ابوبصير مي&rlm;گويد در كوفه به يكي از بانوان درس قرائت آيات قرآن مي&rlm;دادم، روزي در يك موردي با او شوخي&rlm;اي كردم (كه بر خلاف حريم عفّت بود)، پس از گذشت مدت&rlm;ها از اين حادثه، در مدينه به محضر امام باقر(ع) رسيدم، به من فرمود: &laquo;كسي كه در جاي خلوت گناه كند، خداوند نظر لطفش را از او برگرداند، اين چه سخني بود كه به آن زن گفتي؟&raquo; از شدّت شرم، سر در گريبان كرده و توبه كردم، امام باقر (ع) فرمود: &laquo;مراقب باش كه تكرار نكني&raquo; (و با زن نامحرم شوخي ننمايي)(17) 
5 ـ امام صادق(ع) دوستي داشت كه همواره با هم بودند، روزي همين دوست به غلامي تندي كرد و با كمال گستاخي حريم عفت او را شكست و گفت: &laquo;اي زنا زاده! كجا بودي؟&raquo; هنگامي كه امام اين سخن خلاف عفت او را شنيد، به شدت ناراحت شد، به طوري كه دستش را بلند كرد و محكم بر پيشاني خود زد و فرمود: &laquo;سُبحان اللّه!&raquo; آيا به مادر غلام، نسبت ناروا مي&rlm;دهي؟ من تو را آدم پرهيزكاري مي&rlm;دانستم، ولي اكنون مي&rlm;بينم پرهيزكار نيستي.&raquo;
دوست امام عرض كرد: فدايت گردم! مادر اين غلام، از اهالي سِنْد (از سرزمين هند) است و بت&rlm;پرست مي&rlm;باشد (بنابراين ناسزا به او اشكال ندارد)، امام صادق(ع) فرمود: &laquo;آيا نمي&rlm;داني كه هر امّتي، بين خود قانون ازدواجي دارد؟ از من دور شو!&raquo; 
آن هنگام بين آن دوست و امام صادق(ع) جدايي افتاد و تا آخر عمر امام، اين جدايي ادامه يافت.(18) 
اين ماجرا نيز ما را به عفت زبان و كنترل آن از هرزه گويي و گفتار خلاف عفّت دعوت مي&rlm;كند و حاكي از آن است كه مسئله حفظ عفت جامعه؛ حتي نسبت به بيگانگان بسيار مهم است و بايد مرزهاي آن را شناخت و در حفظ آن كوشا بود. 
پاورقي ها:
18 ـ وسائل الشيعه، ج11، ص331. 
13 ـ همان، ج43، ص91. 
12 ـ بحارالانوار، ج104، ص37. 
17 ـ بحارالانوار، ج46، ص247. 
15 ـ اقتباس از كتاب صوت العدالة الانسانيّة، ج1، ص82. 
14 ـ تتمة المنتهي، ص12. 
19 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص15؛ بحار، ج43، ص340. 
10 ـ فروع كافي، ج4، ص21. 
16 ـ كشف الغمه، ج2، ص353. 11 ـ اصول كافي، ج2، ص139. 
1 ـ مفردات راغب، المصباح المنير، و مجمع البحرين واژه &laquo;عفّ&raquo;. 
2 ـ اصول كافي، ج2، ص79. 3 ـ بحارالانوار، ج77، ص390. 
4 ـ التحقيق في كلمات القرآن، تأليف حسن مصطفوي، واژه عفّت. 
5 ـ سوره نور، آيه33. 
6 ـ سوره بقره، آيه273. 
7 ـ نهج البلاغه، حكمت 474. 
8 ـ محدّث قمي، كحل البصر، ص144. 
9 ـ تفسير مراغي، ج3، ص50. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حاج سعید حدادیان جلسه هفتگی 92/11/3 مهدیه امام حسن</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/حاج-سعید-حدادیان-جلسه-هفتگی-92113-مهدیه-امام-حسن</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/حاج-سعید-حدادیان-جلسه-هفتگی-92113-مهدیه-امام-حسن</guid>

<description><![CDATA[







حاج سعید حدادیان/روضه
حاج سعید حدادیان /زیارت عاشورا
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نگاهي تفصيلي بر مبحث حجاب</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/نگاهي-تفصيلي-بر-مبحث-حجاب</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/نگاهي-تفصيلي-بر-مبحث-حجاب</guid>

<description><![CDATA[
تحقيق و مطالعه درباره هر موضوعي بايد با بررسي مختصات ظرف تحقيقي و موضوع کلي که پژوهش در آن انجام مي&zwnj;شود ، صورت بگيرد تا کارکردي علمي داشته باشد.
مفاهيم و موضوعات ديني و اخلاقي که خود زير مجموعه&zwnj;اي از علوم انساني هستند نيز بايد با ويژگي&zwnj;هاي تحقيق در علوم انساني تطابق داشته باشد. براي انجام پژوهش در علوم انساني لازم است که ابتدا طرح تحقيق انجام گيرد و سوال و مفروضات اصلي حتما مشخص شده باشد که با گستردگي منابع و پراکندگي مطالب بتوان يک اثر علمي را به وجود آورد.
اما اين تحقيق به صورت خاص و با محدوديتي که استاد براي گستره بحث تعيين نموده&zwnj;اند انجام مي&zwnj;گيرد بدين صورت که به موضوع حجاب از منظر و نگاه دو کتاب تفسيري ارزشمند خواهد پرداخت که اين دو کتاب عبارتند از:

تحقيق و مطالعه درباره هر موضوعي بايد با بررسي مختصات ظرف تحقيقي و موضوع کلي که پژوهش در آن انجام مي&zwnj;شود ، صورت بگيرد تا کارکردي علمي داشته باشد.
مفاهيم و موضوعات ديني و اخلاقي که خود زير مجموعه&zwnj;اي از علوم انساني هستند نيز بايد با ويژگي&zwnj;هاي تحقيق در علوم انساني تطابق داشته باشد. براي انجام پژوهش در علوم انساني لازم است که ابتدا طرح تحقيق انجام گيرد و سوال و مفروضات اصلي حتما مشخص شده باشد که با گستردگي منابع و پراکندگي مطالب بتوان يک اثر علمي را به وجود آورد.
اما اين تحقيق به صورت خاص و با محدوديتي که استاد براي گستره بحث تعيين نموده&zwnj;اند انجام مي&zwnj;گيرد بدين صورت که به موضوع حجاب از منظر و نگاه دو کتاب تفسيري ارزشمند خواهد پرداخت که اين دو کتاب عبارتند از:
1) تفسير الميزان اثر جاودانه علامه سيد محمد حسين طباطبائي (ره)
2) تفسير نمونه اثر آيه الله ناصر مکارم شيرازي
و براي به سامان رساندن اين تحقيق با توجه به گستره محدود، بايد ترتيب خاصي در نظر گرفته مي&zwnj;شد که باعث محدوديت در عناوين و سرفصل&zwnj;ها مي&zwnj;گردد تا فقط به موضوعاتي پرداخته شود که در اين دو کتاب از آن&zwnj;ها ذکري به ميان آمده است.
سعي شد که در بررسي عناوين در آياتي که به صورت مشترک در هر دو کتاب به آن پرداخته شده است به صورت تطبيقي پرداخته شود و موارد اختصاصي نيز به صورت جداگانه آورده شود.
اما اين نکته بايد مدنظر قرار بگيرد که سياق و روش پرداخت در دو کتاب نسبت به تفسير آيات، شيوه&zwnj;اي متفاوت است که اين تفاوت مي&zwnj;تواند در سايه پرداخت تطبيقي روشن گردد. در تفسير الميزان سعي شده است که آيات به صورت تطبيقي تفسير شوند و معناي هر آيه با آيات ديگر مورد فهم قرار گيرد و مجموعه کتاب به عنوان يک اثر علمي و تخصصي شناخته مي&zwnj;شود اما تفسير نمونه که حاصل کار عده&zwnj;اي از&zwnj;انديشمندان در کنار مولف است، به عنوان تفسيري عام و در دسترس عموم مردم نگاشته شده است تا همه بتوانند از آن بهره بگيرند.
اميد است در اين اثر، آشنايي اجمالي درباره اصل موضوع يعني حجاب حاصل گردد و در کنار آن معرفت و شناختي نسبت به اين دو کتاب تفسيري ارزشمند نيز ايجاد شود.
1) معنا و معيار حجاب
در تفسير نمونه بحث گسترده&zwnj;اي درباره معنا و مصداق حجاب صورت گرفته است و معيارهاي سه گانه&zwnj;اي که در ضمن رعايت آن، حجاب به درستي رعايت شده است را ذکر کرده است. اين موارد به صورت تکميلي و تدريجي از حداقل حجاب تا معناي کامل حجاب مي&zwnj;باشند.
در تقسير نمونه واژه حجاب اين گونه در دو معناي خود تعريف مي&zwnj;شود:
حجاب هر چند در استعمال هاي روزمره به معني پوشش زن به کار مي&rlm;رود، ولي در لغت و در تعبيرات فقها چنين مفهومي را ندارد.
حجاب در لغت به معني چيزي است که در ميان دو شي&rlm;ء حائل مي&rlm;شود. به همين جهت پرده&rlm;اي که در ميان قلب و ريه کشيده شده &laquo; حجاب حاجز&raquo; ناميده شده است.
در قرآن مجيد نيز اين کلمه همه جا به معني پرده يا حائل به کار رفته است، مانند آيه:
جَعَلْنا بَيْنَکَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً: ما در ميان تو و کساني که&zwnj;ايمان به آخرت نمي&rlm;آورند پرده پوشيده&rlm;اي قرار داديم. (سوره اسراء / 45)
در اين آيه نيز مي&rlm;خوانيم: حَتَّي تَوارَتْ بِالْحِجابِ: تا موقعي که خورشيد در پشت پرده افق پنهان شد. (سوره / ص32)
و در آيه ديگر: وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ: براي هيچ انساني ممکن نيست که خداوند با او سخن بگويد مگر از طريق وحي يا از پشت پرده. (شوري / 51)
در کلمات فقها از قديم ترين ايام تا کنون نيز در مورد پوشش زنان معمولا کلمه ستر به کار رفته است، و در روايات اسلامي نيز همين تعبير يا شبيه آن وارد شده است. و به کار رفتن کلمه حجاب در پوشش زنان اصطلاحي است که بيشتر در عصر ما پيدا شده و اگر در تواريخ و روايات پيدا شود، بسيار کم است.
حال به بررسي مفهوم حجاب در معناي دوم که موضوع بحث ما در اين مقاله است، خواهيم پرداخت که از منظر تفسير نمونه بررسي شده است:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکي&rlm; لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ (نور / 30)
به مؤمنان بگو چشم هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ کنند، اين براي آنها پاکيزه&rlm;تر است،
خداوند از آنچه انجام مي&rlm;دهيد آگاه است.
در اين آيه دو دستور جداگانه ذکر شده است:
الف) اين آيه نمي&rlm; گويد مؤمنان بايد چشمهاشان را فرو بندند، بلکه مي&rlm;گويد بايد نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و اين تعبير لطيفي است به اين منظور که اگر انسان به راستي هنگامي که با زن نامحرمي روبرو مي&rlm;شود بخواهد چشم خود را به کلي ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براي او ممکن نيست، اما اگر نگاه را از صورت و&zwnj;اندام او بر گيرد و چشم خود را پائين&zwnj;اندازد گويي از نگاه خويش کاسته است و آن صحنه&rlm;اي را که ممنوع است از منطقه ديد خود حذف کرده&rlm; است.
ب) دومين دستور در آيه فوق همان مساله حفظ فروج است که موضوع بحث ما در حجاب است. منظور از حفظ فرج که در روايات وارد شده است پوشانيدن&rlm;آن از نگاه کردن ديگران است. و به اين ترتيب چشم&rlm;چراني همان گونه که بر مردان حرام است بر زنان نيز حرام مي&rlm;باشد، و پوشانيدن عورت از نگاه ديگران، چه از مرد و چه از زن براي زنان نيز همانند مردان واجب است.&rlm;
در تفسير نمونه، معيار سه گانه&zwnj;اي نيز براي حجاب ذکر شده است:
1) آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبيعتا ظاهر است. در اينکه منظور از زينتي که زنان بايد آن را بپوشانند و همچنين زينت آشکاري که در اظهار آن مجازند چيست؟ در ميان مفسران سخن بسيار است.
بعضي زينت پنهان را به معني زينت طبيعي (اندام زيباي زن) گرفته&rlm;اند، در حالي که کلمه زينت به اين معني کمتر اطلاق مي&rlm;شود. بعضي ديگر آن را به معني محل زينت گرفته&rlm;اند، زيرا آشکار کردن خود زينت، مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهايي مانعي ندارد و اگر ممنوعيتي باشد مربوط به محل اين زينت&zwnj;ها است، يعني گوشها و گردن و دستها و بازوان.
بعضي ديگر آن را به معني خود زينت آلات گرفته&rlm;اند در حالي که روي بدن قرار گرفته است. زيرا آشکار کردن چنين زينتي توام با آشکار کردن &zwnj;اندامي است که زينت بر آن قرار دارد.
حق اين است که ما آيه را بدون پيش داوري و طبق ظاهر آن تفسير کنيم که ظاهر آن معني سوم است و بنا بر اين زنان حق ندارند زينت هايي که معمولا پنهاني است را آشکار سازند هر چند&zwnj;اندامشان نمايان نشود. به اين ترتيب آشکار کردن لباس هاي زينتي مخصوصي را که در زير لباس عادي يا چادر مي&rlm;پوشند مجاز نيست، زيرا قرآن از ظاهر ساختن چنين زينت هايي نهي کرده است.
در روايات متعددي که از ائمه اهل بيت (ع) نقل شده نيز همين معني ديده مي&rlm;شود که زينت باطن را به گردنبند و بازوبندتفسير کرده&zwnj;اند.
و چون در روايات متعدد ديگري زينت ظاهر به انگشتر و سرمه و مانند آن تفسير شده مي&rlm;فهميم که منظور از زينت باطن نيز خود زينت هايي است که نهفته و پوشيده است.
2) دومين حکمي که در آيه بيان شده اين است که: آنها بايد خمارهاي خود را بر سينه &rlm;هاي خود بيفکنند.
خمر جمع خمار در اصل به معني پوشش است، ولي معمولا به چيزي گفته مي&rlm;شود که زنان با آن سر خود را مي&rlm;پوشانند.
جيوب، جمع جيب به معني يقه پيراهن است که از آن تعبير به گريبان مي&rlm;شود و گاه به قسمت بالاي سينه به تناسب مجاورت با آن نيز اطلاق مي&rlm;گردد.
از اين جمله استفاده مي&rlm;شود که زنان قبل از نزول آيه، دامنه روسري خود را به شانه&rlm;ها يا پشت سر مي&rlm;افکندند، به طوري که گردن و کمي از سينه آنها نمايان مي&rlm;شد. قرآن دستور مي&rlm;دهد روسري خود را بر گريبان خود بيفکنند تا گردن و آن قسمت از سينه که بيرون است مستور گردد. 
3) در سومين حکم مواردي را که زنان مي&rlm;توانند در آنجا حجاب خود را برگيرند و زينت پنهان خود را آشکار سازند با اين عبارت شرح مي&rlm;دهد: آنها نبايد زينت خود را آشکار سازند مگردر دوازده مورد که در عناوين بعدي به آن موارد خواهيم پرداخت.
استثنائاتي نيز درباره اصل رعايت حجاب براي خود زنان در اينکه چه مقدار بايد رعايت کنند و در مورد اينکه براي عده&zwnj;اي از حتي زنان هم بايد حجاب را داشته باشند وجود دارد که در يکي از سرفصل&zwnj;هاي همين تحقيق به آن مي&zwnj;پردازيم.
اما موارد سه گانه&zwnj;اي که پرداخت شد به نوعي نشان گر بحث&zwnj;هاي تدريجي در صدر اسلام نيز هست چرا که حکم حجاب به صورت تدريجي و براي اولين بار درمورد همسران پيامبر اسلام(ص) نازل شد و عموميت يافت و موارد رعايت و لزوم آن نيز به صورت تدريجي اعمال مي&zwnj;شد تا زمينه پذيرش آن نيز در جامعه بهتر فراهم شود.
نکته مهم در اين ايه اين است که اسلام نگاهي چند متغيري و کامل به عفت در جامعه دارد و همزمان که از لزوم رعايت حجاب از سوي زنان سخن مي&zwnj;گويد در همان آيه نيز از مردان مي&zwnj;خواهد که چشم&zwnj;هاي خود را بپوشانند و سلامت اخلاقي جامعه به هر دو عامل بستگي دارد.
2) فلسفه حجاب
در کتاب تفسير نمونه در ذيل آيه&zwnj;اي که در عنوان اول ذکر شد، به بحث مفصل و جامعي درباره فلسفه شکل گيري و اصل حجاب به عنوان يک مساله فردي ـ اجتماعي مي&zwnj;پردازد:
بدون شک در عصر ما که بعضي نام آن را عصر برهنگي و آزادي جنسي گذارده&rlm;اند و افراد غربزده، بي بند و باري زنان را جزئي از آزادي او مي&rlm;دانند سخن از حجاب گفتن براي اين دسته ناخوشايند و متعلق به زمانهاي گذشته است. اما مفاسد بي حساب و مشکلات و گرفتاري هاي روز افزوني که از اين آزادي هاي بي قيد و شرط به وجود آمده سبب شده که تدريجا گوش شنوايي براي اين سخن پيدا شود.
البته در محيط هاي اسلامي و مذهبي، مخصوصا در محيط ايران بعد از انقلاب جمهوري اسلامي، بسياري از مسائل حل شده، و به بسياري از اين سؤالات عملا پاسخ کافي و قانع کننده داده شده است، ولي باز اهميت موضوع ايجاب مي&rlm;کند که اين مساله به طور گسترده&rlm;تر مورد بحث قرار گيرد.
مساله اين است که آيا زنان بايد براي بهره کشي از طريق سمع و بصر و لمس (جز آميزش جنسي) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.
بحث در اين است که آيا زنان در يک مسابقه بي پايان در نشان دادن&zwnj;اندام خود و تحريک شهوات و هوس هاي آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگي زناشويي اختصاص يابد؟! اسلام طرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئي از اين برنامه محسوب مي&rlm;شود، در حالي که غربي&zwnj;ها و غرب &rlm;زده&rlm;ها طرفدار برنامه اول&zwnj;اند.
اسلام مي&rlm;گويد کاميابي هاي جنسي اعم از آميزش و لذت&rlm;گيري هاي سمعي و بصري و لمسي مخصوص به همسران است و غير از آن گناه، و مايه آلودگي و ناپاکي جامعه مي&rlm;باشد.
فلسفه حجاب چيز مکتوم و پنهاني نيست زيرا:
1) برهنگي زنان که طبعا پيامدهايي همچون آرايش و عشوه&rlm;گري و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يک حال تحريک دائم قرار مي&rlm;دهد. تحريکي که سبب کوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجان هاي بيمارگونه عصبي و گاه سرچشمه امراض رواني مي&rlm;گردد. مگر اعصاب انسان چقدر مي&rlm;تواند بار هيجان را بر خود حمل کند؟ مگر همه پزشکان رواني نمي&rlm;گويند هيجان مستمر عامل بيماري است؟ مخصوصا توجه به اين نکته که غريزه جنسي نيرومندترين و ريشه&rlm;دارترين غريزه آدمي است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناکي شده. آيا دامن زدن مستمر از طريق برهنگي به اين غريزه و شعله&rlm;ور ساختن آن بازي با آتش نيست؟
اسلام مي&rlm;خواهد مردان و زنان مسلمان روحي آرام و اعصابي سالم و چشم و گوشي پاک داشته باشند، و اين يکي از فلسفه &rlm;هاي حجاب است.
2) آمارهاي قطعي و مستند نشان مي&rlm;دهد که با افزايش برهنگي در جهان طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا به طور مداوم بالا رفته است، چرا که هر چه ديده بيند دل کند ياد. و هر چه دل در اينجا يعني هوس هاي سرکش بخواهد به هر قيمتي باشد به دنبال آن مي&rlm;رود، و به اين ترتيب هر روز دل به دلبري مي&rlm;بندد و با ديگري وداع مي&rlm;گويد. اما در محيطي که حجاب است ،دو همسر تعلق به يکديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يکديگر است.
در بازار آزاد برهنگي که عملا زنان به صورت کالاي مشترکي در آمده&rlm;اند ديگر قداست پيمان زناشويي مفهومي نمي&rlm;تواند داشته باشد و خانواده&rlm;ها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشي مي&rlm;شوند و کودکان بي&rlm;سرپرست مي&rlm;مانند.
3) گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناک ترين پيامدهاي بي حجابي است که فکر مي&rlm;کنيم نيازي به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربي کاملا نمايان است، آن قدر عيان است که حاجتي به بيان ندارد.
نمي&rlm;گوييم عامل اصلي فحشا و فرزندان نامشروع منحصرا بي حجابي است بلکه مي&rlm;گوييم يکي از عوامل مؤثر آن مساله برهنگي و بي حجابي محسوب مي&rlm;شود.
و با توجه به اينکه فحشاء و از آن بدتر فرزندان نامشروع سر چشمه انواع جنايت&zwnj;ها در جوامع انساني بوده و هستند، ابعاد خطرناک اين مساله روشن&rlm;تر مي&rlm;شود.
هنگامي که مي&rlm;شنويم در انگلستان، در هر سال پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنيا مي&rlm;آيد، و هنگامي که مي&rlm;شنويم جمعي از دانشمندان انگليس در اين رابطه به مقامات آن کشور اعلام خطر کرده&rlm;اند به خاطر خطراتي که فرزندان نامشروع براي امنيت جامعه به وجود آورده&rlm;اند، به اهميت اين مساله کاملا پي مي&rlm;بريم و مي&rlm;دانيم که مساله گسترش فحشا حتي براي آنها اهميت کمي براي مذهب و برنامه &rlm;هاي اخلاقي قائل&zwnj;اند فاجعه آفرين است، بنا بر اين هر چيز که دامنه فساد جنسي را در جوامع انساني گسترده&rlm;تر سازد تهديدي براي امنيت جامعه &rlm;ها محسوب مي&rlm;شود.
مطالعات دانشمندان تربيتي نيز نشان داده، مدارسي که در آن دختر و پسر با هم درس مي&rlm;خوانند، و مراکزي که مرد و زن در آن کار مي&rlm;کنند و بي بند و باري در آميزش آنها حکم فرما است، کم کاري، عقب افتادگي، و عدم مسئوليت به خوبي مشاهده شده است.
4) مساله ابتذال زن و سقوط شخصيت او در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان است که نيازي به ارقام و آمار ندارد. هنگامي که جامعه زن را با&zwnj;اندام برهنه بخواهد، طبيعي است روز به روز تقاضاي آرايش بيشتر و خودنمايي افزون تر از او دارد. هنگامي که زن را از طريق جاذبه جنسي اش وسيله تبليغ کالاها و عاملي براي جلب جهانگردان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعه&rlm;اي شخصيت زن تا سر حد يک عروسک يا يک کالاي بي ارزش سقوط مي&rlm;کند و ارزش هاي والاي انساني او به کلي به دست فراموشي سپرده مي&rlm;شود و تنها افتخار او جواني و زيبايي و خودنمايي اش مي&rlm;شود.
در چنين جامعه&rlm;اي چگونه يک زن مي&rlm;تواند با ويژگي هاي اخلاقي اش و علم و آگاهي جلوه کند؟ به راستي درد آور است که در کشورهاي غربي و در کشور ما قبل از انقلاب اسلامي، بيشترين اسم و شهرت و آوازه و پول و در آمد و موقعيت براي زنان آلوده و بي بند و باري بود که به نام هنرمند و هنر پيشه، معروف شده بودند و هر جا قدم مي&rlm;نهادند گردانندگان اين محيط آلوده براي آنها سر و دست مي&rlm;شکستند و قدمشان را خير مقدم مي&rlm;دانستند. شکر خدا را که زن از صورت ابتذال سابق و موقعيت يک عروسک کالاي بي ارزش در آمد و شخصيت خود را باز يافت. حجاب بر خود پوشيد اما بي آنکه منزوي شود و در تمام صحنه&rlm;هاي مفيد و سازنده اجتماعي حتي در صحنه جنگ با همان حجاب اسلامي ظاهر شد.
علامه طباطبايي نيز با ذکر روايتي به بيان اين مطلب مي&zwnj;پردازد که نقش چشم پوشي از سوي مردان و رعايت حجاب از سوي زنان مي&zwnj;تواند جامعه را از خطرات برهاند:
در کافي به سند خود از سعد الاسکاف از ابي جعفر (ع) روايت کرده که فرمود: جواني از انصار در کوچه&rlm;هاي مدينه به زني برخورد که مي&rlm;آمد- و در آن ايام زنان مقنعه خود را پشت گوش مي&rlm;انداختند- وقتي زن از او گذشت او را تعقيب کرد، و از پشت او را مي&rlm;نگريست، تا داخل کوچه تنگي که امام آن را زقه بني فلان ناميد، شد، و در آنجا استخوان و يا شيشه&rlm;اي که در ديوار بود به صورت مرد گير کرده آن را بشکافت، همين که زن از نظرش غايب شد متوجه گرديد که خون به سينه و لباسش مي&rlm;ريزد، با خود گفت: به خدا سوگند نزد رسول خدا (ص) مي&rlm;شوم و جريان را به او خبر مي&rlm;دهم.
سپس فرمود: جوان نزد آن جناب شد و رسول خدا (ص) چون او را بديد پرسيد چه شده؟ جوان جريان را گفت پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکي&rlm; لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ.
از اين روايت اين گونه برداشت صورت گرفته است که رعايت حجاب از سوي زنان به همراه رعايت تقوا از سوي مردان، هر دو براي سلامت جامعه امري ضروري و لازم است تا در سايه رعايت آن داستان&zwnj;هايي نظير آن چه در حديث آمده است رخ ندهد.
3) حجاب، عامل بازدارنده
اين عنوان و سرفصل مي&zwnj;تواند به نوعي بازگو کننده فلسفه حجاب نيز باشد. اما با توجه به اهميت ويژه&zwnj;اي که در جامعه امروزي ما دارد ترجيح دادم در عنوان مستقلي پرداخته شود.
بي شک اين عنوان مي&zwnj;تواند خود پاسخي بر شبهاتي باشد که امروز در جامعه بسيار شنيده مي&zwnj;شود که حجاب را تا حد يک حکم فرعي و فردي پايين مي&zwnj;آورند. فردي شدن حجاب لوازمي در پي دارد که مي&zwnj;تواند نشان دهنده نيات طراحان نيز باشد. وقتي حجاب را فردي کرديم مي&zwnj;توانيم بگوييم که همه در اختيار امور فردي خود آزاد هستند و اصل حجاب نيز اصلي آزادانه و اختياري است. اما در اين فصل مي&zwnj;کوشيم نشان دهيم که حجاب به عنوان مساله&zwnj;اي اجتماعي مطرح است و وقتي حق جامعه در ميان باشد نمي&zwnj;توان به بهانه آزادي&zwnj;هاي فردي، حجاب را فراموش کرد.
در اين بخش، با بررسي در هر دو کتاب تفسيري نمونه و الميزان به صورت تطبيقي بحث را پي خواهيم گرفت:
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني&rlm; أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً( احزاب / 59)
اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب&zwnj;ها (روسري&rlm;هاي بلند) خود را بر خويش فرو افکنند، اين کار براي اينکه (از کنيزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است و خداوند همواره غفور و رحيم است.
مفاسد اجتماعي چون غالبا تک علتي نيست بايد مبارزه با آن را از همه جوانب شروع کرد، و جالب اينکه در اين آيات، براي جلوگيري از مزاحمت هاي افراد هرزه، نخست به زنان با&zwnj;ايمان دستور مي&rlm;دهد که بهانه&rlm;اي به دست آنها ندهند، سپس مزاحمين را با شديدترين تهديد بر سر جاي خود مي&rlm; نشاند و توجه اسلام را به بازدارندگي نشان مي&zwnj;دهد.
براي اينکه تصور نشود که اسلام تنها به برنامه مجازات گنهکار قناعت مي&rlm;کند به يکي از مهم ترين راه هاي پيشگيري از آلودگي هاي جنسي پرداخته، مساله نهي از چشم&rlm;چراني مردان نسبت به زنان و زنان نسبت به مردان و موضوع حجاب زنان مسلمان را پيش کشيده و مشروحا در اين زمينه بحث مي&rlm;کند، چرا که يکي از عوامل مهم انحرافات جنسي اين دو مساله چشم&rlm;چراني و بي حجابي است، و تا آنها ريشه کن نشوند آلودگي&zwnj;ها بر طرف نخواهد شد.
در تفسير علي بن ابراهيم در شان نزول اين آيه چنين آمده است: آن ايام زنان مسلمان به مسجد مي&rlm;رفتند و پشت سر پيامبر(ص) نماز مي&rlm;گذاردند، هنگام شب موقعي که براي نماز مغرب و عشا مي&rlm;رفتند بعضي از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مي&rlm;نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مي&rlm;دادند و مزاحم آنان مي&rlm;شدند. آيه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور کامل رعايت کنند تا به خوبي شناخته شوند و کسي بهانه مزاحمت پيدا نکند.
به دنبال نهي از ايذا رسول خدا (ص) و مؤمنان در آيات قرآن، در اينجا روي يکي از موارد ايذاء تکيه کرده و براي پيشگيري از آن از دو طريق اقدام مي&rlm;کند:
نخست به زنان با&zwnj;ايمان دستور مي&rlm;دهد که هر گونه بهانه و مستمسکي را از دست مفسده&rlm;جويان بگيرند، سپس با شديدترين تهديدي که در آيات قرآن کم نظير است منافقان و مزاحمان و شايعه&rlm;پراکنان را مورد حمله قرار مي&rlm;دهد.
در قسمت اول مي&rlm;گويد: اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنين بگو روسري&rlm; هاي بلند خود را بر خويش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگيرند: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني&rlm; أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ.
منظور از شناخته شدن چيست؟ دو نظر در ميان مفسران وجود دارد که منافاتي با هم ندارند:
نخست اينکه در آن زمان معمول بوده است که کنيزان بدون پوشيدن سر و گردن از منزل بيرون مي&rlm;آمدند، و از آنجا که از نظر اخلاقي وضع خوبي نداشتند گاهي بعضي از جوانان هرزه مزاحم آنها مي&rlm;شدند، در اينجا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شد که حجاب اسلامي را کاملا رعايت کنند تا از کنيزان شناخته شوند و بهانه&rlm;اي براي مزاحمت به دست هرزگان ندهند.
بديهي است مفهوم اين سخن آن نيست که اوباش حق داشتند مزاحم کنيزان شوند، بلکه منظور اين است که بهانه را از دست افراد فاسد بگيرند.
ديگر اينکه هدف اين است که زنان مسلمان در پوشيدن حجاب سهل&rlm;انگار و بي اعتنا نباشند مثل بعضي از زنان بي بند و بار که در عين داشتن حجاب آن چنان بي&rlm;پروا و لاابالي هستند که غالبا قسمت هايي از بدن هاي آنان نمايان است و همين معني توجه افراد هرزه را به آنها جلب مي&rlm;کند.
علامه طباطبايي نيز در کتاب الميزان در ذيل همين آيه، به صورتي ديگر به يکي از فلسفه&zwnj;هاي وجوب حجاب که در عين حال از موارد بازدارنده خواهد بود خواهد پرداخت و بيان مي&zwnj;کند که حجاب يکي از راه&zwnj;هاي تشخيص بين مسلمين و غير مسلمين است و اصل حجاب تبليغي براي اسلام و نشان دادن اهداف متعالي اسلام است:
کلمه جلابيب جمع جلباب است: و آن جامه&rlm;اي است سرتاسري که تمامي بدن را مي&rlm;پوشاند، و يا روسري مخصوصي است که صورت و سر را ساتر مي&rlm;شود، و منظور از جمله پيش بکشند مقداري از جلباب خود را، اين است که آن را طوري بپوشند که زير گلو و سينه&rlm;هايشان در انظار ناظرين پيدا نباشد.
پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اينکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزديک&rlm;تر است. در نتيجه وقتي به اين عنوان شناخته شدند، ديگر اذيت نمي&rlm;شوند، يعني اهل فسق و فجور متعرض آنان نمي&rlm;گردند.
بعضي از مفسرين در معناي آن گفته&rlm;اند: اين پوشيدگي، نزديک&rlm;تر بودن ايشان به مسلمان بودن و آزاد بودن را مي&rlm;شناساند، چون زنان غير مسلمان، و نيز کنيزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامت زنان مسلمان بود، و در نتيجه کسي متعرض آنان نمي&rlm;شد، و حتي کسي نمي&rlm;پنداشت که ايشان کنيز و يا غير مسلمانند، و از ملت يهود و نصاري هستند ليکن معناي اول به ذهن نزديک&rlm;تر است.
... وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَي اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (نور / 31)
آنها هنگام راه رفتن پاي&rlm;هاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداي خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد.
&bull; ممنوعيت عوامل تحريک کننده
در آخر آيه فوق آمده است که نبايد زنان به هنگام راه رفتن پاهاي خود را چنان به زمين کوبند تا صداي خلخالهايشان به گوش رسد! اين امر نشان مي&rlm;دهد که اسلام به&zwnj;اندازه&rlm;اي در مسائل مربوط به عفت عمومي سختگير و مو شکاف است که حتي اجازه چنين کاري را نيز نمي&rlm;دهد، و البته به طريق اولي عوامل مختلفي را که دامن به آتش شهوت جوانان مي&rlm;زند مانند نشر عکسهاي تحريک آميز و فيلمهاي اغوا کننده و رمانها و داستانهاي جنسي را نخواهد داد، و بدون شک محيط اسلامي بايد از اينگونه مسائل که مشتريان را به مراکز فساد سوق مي&rlm;دهد و پسران و دختران جوان را به آلودگي و فساد مي&rlm;کشاند پاک و مبرا باشد. 
4) شبهات درباره حجاب و پاسخ به آن
استاد مکارم شيرازي در تفسير نمونه در طي بحث&zwnj;هاي تفسير خود، اين عنوان را مطرح نموده&zwnj;اند و با توجه به آيات ديگر و روايات متععدي که وجود دارد به بررسي چندين شبهه در باب حجاب مي&zwnj;پردازند و پاسخ&zwnj;هايي ارائه مي&zwnj;کنند که مي&zwnj;تواند بسيار مفيد باشد.
در اينجا به ايرادهايي که مخالفان حجاب مطرح مي&rlm;کنند که به طور فشرده اشاره مي&zwnj;شود:
1) مهمترين چيزي که همه آنان در آن متفقند و به عنوان يک ايراد اساسي بر مساله حجاب ذکر مي&rlm;کنند اين است که زنان نيمي از جامعه را تشکيل مي&rlm;دهند اما حجاب سبب انزواي اين جمعيت عظيم مي&rlm;گردد، و طبعا آنها را از نظر فکري و فرهنگي به عقب مي&rlm;راند، مخصوصا در دوران شکوفايي اقتصاد که احتياج زيادي به نيروي فعال انساني است از نيروي زنان در حرکت اقتصادي هيچگونه بهره&rlm;گيري نخواهد شد، و جاي آنها در مراکز فرهنگي و اجتماعي نيز خالي است، به اين ترتيب آنها به صورت يک موجود مصرف کننده و سربار اجتماع در مي&rlm;آيند.
پاسخ: آنها که به اين منطق متوسل مي&rlm;شوند از چند امر به کلي غافل شده يا تغافل کرده&rlm;اند:
اولا: چه کسي گفته است که حجاب اسلامي زن را منزوي مي&rlm;کند، و از صحنه اجتماع دور مي&rlm;سازد؟ اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در اين موضوع را بر خود هموار کنيم امروز بعد از انقلاب اسلامي هيچ نيازي به استدلال نيست، زيرا با چشم خود گروه گروه زناني را مي&rlm;بينيم که با داشتن حجاب اسلامي در همه جا حاضرند، در اداره&rlm;ها، کارگاه ها، راهپيمايي&zwnj;ها و تظاهرات سياسي، راديو و تلويزيون، بيمارستان&zwnj;ها و مراکز بهداشتي، و در مراقبت هاي پزشکي براي مجروحين جنگي، در فرهنگ و دانشگاه و بالآخره در صحنه جنگ و پيکار با دشمن.
کوتاه سخن اينکه وضع موجود پاسخ دندان&rlm; شکني است براي همه اين ايرادها و اگر ما در سابق سخن از امکان چنين وضعي مي&rlm;گفتيم امروز در برابر وقوع آن قرار گرفته&rlm;ايم و فلاسفه گفته&rlm;اند بهترين دليل بر امکان چيزي وقوع آن است و اين عياني است که نياز به بيان ندارد.
ثانيا: از اين که بگذريم آيا اداره خانه و تربيت فرزندان برومند و ساختن انسان هايي که در آينده بتوانند با بازوان تواناي خويش چرخ هاي عظيم جامعه را به حرکت در آورند کار نيست؟
آنها که اين رسالت عظيم زن را کار مثبت محسوب نمي&rlm;کنند از نقش خانواده و تربيت، در ساختن يک اجتماع سالم و آباد و پر حرکت بي&rlm;خبرند، آنها گمان مي&rlm;کنند راه اين است که زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربي اول صبح خانه را به قصد ادارات و کارخانه&rlm;ها و مانند آن ترک کنند، و بچه&rlm;هاي خود را به شير- خوارگاه&zwnj;ها بسپارند، و يا در اطاق بگذارند و در را بر روي آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفته&rlm;اي هستند به آنها بچشانند.
غافل از اينکه با اين عمل شخصيت آنها را در هم مي&rlm;کوبند و کودکاني بي روح و فاقد عواطف انساني بار مي&rlm;آورند که آينده جامعه را به خطر خواهند&zwnj;انداخت.
2) اشکال ديگري که آنها دارند اين است که حجاب يک لباس دست و پاگير است و با فعاليتهاي اجتماعي مخصوصا در عصر ماشين هاي مدرن سازگار نيست، يک زن حجاب دار خودش را حفظ کند يا چادرش را و يا کودک و يا برنامه&rlm;اش را؟!
پاسخ: اين ايراد کنندگان از يک نکته غافلند و آن اينکه حجاب هميشه به معني چادر نيست، بلکه به معني پوشش زن است، حال آنجا که با چادر امکان پذير است چه بهتر و آنجا که امکان آن نيست، به پوشش قناعت مي&rlm;شود.
زنان کشاورز و روستايي ما، مخصوصا زناني که در برنج زارها مهمترين و مشکل ترين کار کشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند عملا به اين پندارها پاسخ گفته&rlm;اند و نشان داده&rlm;اند که يک زن روستايي با داشتن حجاب اسلامي در بسياري از موارد حتي بيشتر و بهتر از مرد کار مي&rlm;کند بدون آنکه حجابش مانع کارش شود.
3) ايراد ديگر اينکه آنها مي&rlm;گويند حجاب از اين نظر که ميان زنان&rlm; و مردان فاصله مي&rlm;افکند طبع حريص مردان را آزمندتر مي&rlm;کند، و به جاي اينکه خاموش کننده باشد آتش حرص آنها را شعله&rlm;ورتر مي&rlm;سازد که الانسان حريص علي ما منع!
پاسخ: اين ايراد يا صحيح تر سفسطه و مغلطه را مقايسه جامعه امروز ما که حجاب در آن تقريبا در همه مراکز بدون استثناء حکمفرما است با دوران رژيم طاغوت که زنان را مجبور به کشف حجاب مي&rlm;کردند مي&rlm;دهد. آن روز هر کوي و بر زن مرکز فساد بود، در خانواده &rlm;ها بي بند و باري عجيبي حکم فرما بود، آمار طلاق فوق العاده زياد بود، سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و...
نمي&rlm;گوئيم امروز همه اينها ريشه کن شده اما بدون شک بسيار کاهش يافته و جامعه ما از اين نظر سلامت خود را باز يافته، و اگر به خواست خدا وضع به همين صورت ادامه يابد و ساير نابسامانيها نيز سامان پيدا کند، جامعه ما از نظر پاکي خانواده &rlm;ها و حفظ ارزش زن به مرحله مطلوب خواهد رسيد.
4) استثنائات در رعايت حجاب
در اين فصل با توجه به موارد متعددي که در هر دو کتاب درباره اين عنوان وجود داشت صلاح ديده شد که در يک بخش جداگانه با آن پرداخته شود. در ضمن اين بحث به مواردي که رعايت حجاب لازم هست و لازم نيست و تا چه حدي لازم است، نيز اشاره خواهد شد:
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي&rlm; جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلي&rlm; عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَي اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (نور / 31)
و به زنان با&zwnj;ايمان بگو چشم هاي خود را فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ کنند، و زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمايند، و روسري&rlm;هاي خود را بر سينه خود افکنند و زينت خود را آشکار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم کيششان يا بردگانشان يا افراد سفيه که تمايلي به زن ندارند يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پاي&rlm;هاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد.
در اين آيه همزمان دو استثناي کلي بيان شده است:
يکي براي خود زنان در اينکه تا کجاي بدن و دست و موي خود را بپوشانند؟
دوم اينکه براي چه کساني حجاب بگيرند و براي چه کساني لزومي ندارد؟
&rlm;الف) استثناء وجه و کفين
در اين که آيا حکم حجاب صورت و دست&zwnj;ها حتي از مچ به پايين را نيز شامل مي&rlm;شود يا نه، در ميان فقها بحث فراوان است، بسياري عقيده دارند که پوشاندن اين دو (وجه و کفين) از حکم حجاب مستثني است، در حالي که جمعي فتوا به وجوب پوشاندن داده، يا حداقل احتياط مي&rlm;کنند، البته آن دسته که پوشاندن اين دو را واجب نمي&rlm;دانند نيز آن را مقيد به صورتي مي&rlm;کنند که منشا فساد و انحرافي نگردد، و گر نه واجب است.
همان گونه که در شان نزول نيز گفته&rlm;ايم عرب&zwnj;ها در آن زمان روسري و مقنعه&rlm;اي مي&rlm;پوشيدند که دنباله آن را روي شانه&rlm;ها و پشت سر مي&rlm;انداختند به طوري که مقنعه پشت گوش آنها قرار مي&rlm;گرفت و تنها سر و پشت گردن را مي&rlm;پوشاند، ولي قسمت زير گلو و کمي از سينه که بالاي گريبان قرار داشت نمايان بود. اسلام آمد و اين وضع را اصلاح کرد و دستور داد دنباله مقنعه را از پشت گوش يا پشت سر جلو بياورند و به روي گريبان و سينه بيندازند و نتيجه آن اين بود که تنها گردي صورت باقي مي&rlm;ماند و بقيه پوشانده مي&rlm;شد.
ولي باز تاکيد و تکرار مي&rlm;کنيم که اين حکم در صورتي است که سبب سوء استفاده و انحراف نگردد. ذکر اين نکته نيز لازم است که استثناء وجه و کفين از حکم حجاب مفهومش اين نيست که جائز است ديگران عمدا نگاه کنند، بلکه در واقع اين يک نوع&rlm;تسهيل براي زنان در امر زندگي است.
ب) لزوم رعايت حجاب زنان براي زنان غير مسلمان
نهمين گروهي که مستثني شده&rlm;اند و زن حق دارد زينت باطن خود را در برابر آنها آشکار کند زنان هستند، منتهي با توجه به تعبير نسائهم (زنان خودشان) چنين استفاده مي&rlm;شود که زن&zwnj;هاي مسلمان تنها مي&rlm;توانند در برابر زنان مسلمان حجاب را برگيرند، ولي در برابر زنان غير مسلمان بايد با حجاب اسلامي باشند و فلسفه اين موضوع چنان که در روايات آمده اين است که ممکن است آنها بروند و آنچه را ديده&rlm;اند براي همسرانشان توصيف کنند و اين براي زنان مسلمانان صحيح نيست.
ج) حجاب در برابر اطفال]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ما مزد عزاداری از فاطمه(س) می خواهیم...</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/ما-مزد-عزاداری-از-فاطمهس-می-خواهیم</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/ما-مزد-عزاداری-از-فاطمهس-می-خواهیم</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;

&nbsp;

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیـم
مـــامور برای خـــدمت زهــــرائیــم
روزی که تمام خلق حیران هستند 
 مــــا منتظر شفـــاعت زهــــــرائیم
زیارتنامه حضرت زینب(س) &nbsp; بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صِفْوَةِ اللهِ، سلام بر آدم، برگزیده خدا. اَلسَّلامُ عَلى نُوح نَبِیِّ اللهِ، سلام برنوح، پیامبر خدا اَلسَّلامُ عَلى اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ، . سلام بر ابراهیم، خلیلِ خدا. اَلسَّلامُ عَلى مُوسى کَلیمِ اللهِ، سلام بر موسى، هم سخن خدا. اَلسَّلامُ عَلى عیسى رُوحِ اللهِ، سلام برعیسى، روحِ خدا. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا رَسُولَ اللهِ، سلام بر تو اى رسول خدا. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا خَیْرَ خَلْقِ اللهِ، سلام بر تو اى بهترین خلق خدا. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا صَفِیَّ اللهِ، سلام بر تو اى برگزیده خدا. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللهِ خـاتَمَ النَّبِیّینَ، سلام بر تو اى محمد بن عبدالله خاتم پیامبران. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِب سلام بر تو اى امیرمؤمنان على بن ابى طالب وَصِیَّ رَسُولِ اللهِ، وصى پیامبر خدا. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِسـاءِ الْعـالَمینَ، سلام بر تو اى فاطمه سرور بانوان دنیا و آخرت اَلسَّلامُ عَلَیْکُمـا یـا سِبْطَیْ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، سلام بر شما اى دو نوه پیامبر رحمت وَسَیِّدَیْ شَبـابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، و دو آقاى جوانان اهل بهشت. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـاعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعـابِدینَ سلام بر تو اىعلى بن الحسین، وَقُرَّةَ عَیْنِ النّـاظِرینَ، آقاى عابدان و نور دیده بینندگان. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىّ باقِرَ العِلْمِ بَعْدَ النَّبِىِّ، سلام بر تو اى محمد بن على،شکافنده علم پس از پیامبر اَلسَّلامُ عَلَیکَ یـا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّد الصّـادِقَ الْبارَّ الاَْمینَ، . سلام بر تو اى جعفربن محمد راستگوى نیکوکار امین اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُوسَى بْنَ جَعْفَر الطّـاهِرَ الطُّهْرَ، . سلام بر تواى موسى بن جعفر امام پاک و پاکیزه. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضى، سلامبر تو اى على بن موسى الرضا پسندیده الهى. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیّ التَّقِیَّ، سلام بر تو اى محمد بن علىِّ تقى. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِیَّ النّـاصِحَ الاَْمینَ، سلام بر تو اى على بن محمد نقى (اى) خیرخواه امین. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا حَسَنَ بْنَ عَلِیّ، اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ، سلام بر تو اى حسن بن على. سلام بر وصى پس از او. &nbsp; اَللّهـُمَّ صَلِّ عَلى نُورِکَ وَسِراجِکَ وَوَلِیِّ وَلیِّکَ، خدایا!درود فرست بر نور خود و چراغ تابناکت و نماینده نماینده ات وَوَصِیِّ وَصیِّکَ، وَحُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ، و وصىّ وصیت و حجت تو بر آفریدگانت.
&nbsp; مسئله&zwnj;ی&nbsp;سوریه&nbsp;مسئله&zwnj;ی بسیار تلخی است كه نتیجه&zwnj;ی آن، قربانی شدن مردم بی&zwnj;گناه این كشور است. جمهوری اسلامی ایران بر اساس اعتقادات و آموزه&zwnj;های دینی خود، آماده&zwnj;ی هرگونه تلاش برای حل بحران&nbsp;سوریه&nbsp;است. &nbsp;اما حل بحران&nbsp;سوریه&nbsp;یك شرط طبیعی دارد كه عبارت است از جلوگیری از ارسال سلاح به گروه&zwnj;های بی&zwnj;مسئولیت داخل&nbsp;سوریه. وضعیت كنونی&nbsp;سوریه&nbsp;نتیجه&zwnj;ی ارسال سیل&zwnj;گونه&zwnj;ی سلاح از بیشتر مرزهای&nbsp;سوریه&nbsp;به داخل این كشور و برای گروه&zwnj;های مخالف است. وجود سلاح در دست دولت&nbsp;سوریه طبیعی است، زیرا دولت&nbsp;سوریه&nbsp;مانند هر دولتی ارتش دارد. حقیقت تلخ در مورد&nbsp;سوریه&nbsp;این است كه مجموعه&zwnj;ای از دولت&zwnj;ها، گروه&zwnj;های مخالف دولت&nbsp;سوریه&nbsp;را به جنگی نیابتی از طرف خودشان با دولت&nbsp;سوریه&nbsp;وادار كرده&zwnj;اند و این جنگ نیابتی، واقعیت امروز بحران&nbsp;سوریه&nbsp;است. &nbsp;همین دولت&zwnj;هایی كه جنگ نیابتی را در&nbsp;سوریه&nbsp;به راه انداخته&zwnj;اند،  &nbsp;حادثه&zwnj;ى بيدارى اسلامى يك حادثه&zwnj;ى بسيار بزرگى است كه وجود داشت؛ على&zwnj;رغم استكبار اين حادثه به&zwnj;وجود آمد، برخلاف خواسته&zwnj;ى استكبار بود. و طبيعى است كه از آن طرف هم واكنش وجود دارد؛ امروز ما واكنش جبهه&zwnj;ى دشمن را داريم مشاهده ميكنيم، هم در شرق منطقه&zwnj;ى ما، يعنى در منطقه&zwnj;ى پاكستان و افغانستان، تا منتهااليه غرب آسيا، يعنى منطقه&zwnj;ى سوريّه و لبنان، حوادث وجود دارد. جبهه&zwnj;ى استكبار - كه خب فرد شاخص جبهه&zwnj;ى استكبار هم دولت ايالات متّحده&zwnj;ى آمريكا است - منافعى براى خودشان در منطقه تعريف كردند با نگاه استكبارى - يعنى همان نگاه استعمارى قرن نوزدهمى با شكل جديد - و به دنبال اين هستند كه همه&zwnj;ى مسائل منطقه را با توجّه به اين منافعى كه براى خود تعريف كردند، حل بكنند؛ قضيّه&zwnj;ى سوريّه هم از همين قبيل است، قضيّه&zwnj;ى بحرين هم از همين قبيل است. حضور استكبار در اين منطقه، حضور متجاوزانه&nbsp; و زورگويانه و زياده&zwnj;خواهانه&zwnj;اى است كه هر مقاومتى در مقابل خودش را ميخواهد از بين ببرد؛ البتّه تا به حال بحمداللَّه نتوانستند و نخواهند توانست. کلنا عباسک یازینب زینب همان کسیست که در راه عصمتش عباس می دهد نخ معجر نمی دهداین روز ها که در جوار حریم پیام آوران کربلا حضرت زینب و حضرت رقیه)سلام الله علیهما &nbsp;(و صحابی بزرگوار اهل بیت پیامبر جنگ و خون ریزی است متاسفانه شاهد حوادث غم انگیز و دلخراشی هستیم که نه تنها غیرت شیعه بلکه دل بشیریت را به درد آورده است . &nbsp;حرامیان و فرزندان هند جگر خوار راه اجداد خودپیش گرفته و به قصد هتک حرمت خاندان نور دست به هر کاری می&zwnj;زنند و حرام خدا را حلال خود می&zwnj;پندارند . انگار امام حسین )علیه السلام(امروز این جمله را فرمودند: ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد فکونوا احراراً فی دنیاکم اگر دین ندارید و از آخرت نمی هراسید پس لااقل آزاده باشید نکند دوباره عاشورا شود و دختر علی ابن ابیطالب و صدیقه&zwnj;ی کبری وناموس کبریا به اسارت رود نکند دوباره مجلس شراب و جسارت بر پا شود و دوباره ما فقط روضه خوان شویم نکند حریم ریحانه شکسته و بانو بی حرم شود امشب در خیمه ها چراغ ها خاموش است و تنها حسینیان می مانند اما&hellip; امروز پس از هزار و چهارصد سال دوباره ندای هل من ناصر &nbsp;ینصرنی به آسمان برخواسته و عده ای از عشاق حریم آل الله با برگزاری سلسله تجمع های مدافعان حرم دست به دست هم دلها را گره زده اند به ضریح ناموس خدا اکنون راهی گشوده شده است به آسمان ، به زمین کربلا ، به رویای حرم&nbsp; حضرت زینب(سلام الله علیها) شما نیز با پیوستن به جمع فدائیان حریم ولایت ، ندای حق را لبیک گویید از زمان شروع جسارت های دشمنان این تجمع ها با شعار کلنا عباسک یا زینب ( لوگو ) شکل گرفته که بازتاب های رسانه ای خوبی در خارج از کشور را به دنبال داشته است اما با پیشروی دشمنان و ادامه به هتک حرمت ها ما بر آن شدیم تا با همکاری دیگر دوستان آن حضرت قدمی بزرگتر در دفاع و سیلی محکمتر بر صورت دشمنان خدا بزنیم تا دیگر خیال باطل نکنند قال الله تعالی :وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ &nbsp;و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى&rlm;شناسیدشان و خدا آنان را مى&rlm;شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى&rlm;شود و بر شما ستم نخواهد رفت(انفال/۶۰) کلنا عباسک یا زینب فی جوار حاملة رسالة الولاء وبطلة کربلاء والناطق الرسمی باسم الطف السیدة زینب علیها السلام والسیدة رقیة علیها السلام والصحابی الجلیل لأهل البیت علیهم السلام نشهد هذه الأیام معارک ودم یراق &nbsp;للأسف،،&nbsp;&nbsp;تترک هذه الأحداث جرحاً غائراً وعمیقاً فی قلوب الشیعة ، لا بل تؤجج مشاعر البشریة جمعاء فأحفاد هند أکلة الأکباد ساروا على ذات النهج الذی اتبعه أجدادهم سابقا واتبعوا اثر خُطاهم&nbsp;&nbsp;بغیة هتک حرمة ال النور ولم یترکوا موبقة إلاو فعلوها معتقدین وفق منهجهم العقیم بأن حرام الله حلالهم وکأننا نسمع&nbsp;&nbsp;الإمام الحُسین یردد الیوم من جدید : أن لم یکن لکم دین وکنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم عسى أن لا تکرر عاشوراء فتؤسر بنت المرتضى علی ابن أبی طالب والصدیقة الکبرى وناموس الکبریاء عسى ان لا یقام من جدید مجلس المجون والتطاول على حرم النبی وأن لا نعود ناعین باکین عسى أن لا تندس حرمة الریحانة فتصبح السیدة بلا حرم اللیلة فی الخیام، الأضواء قد أفلت ولم یبقى إلا الحسینیون ، لکن &hellip; الیوم وبعد مضی ألف وأربعمائة عام&nbsp;&nbsp;عاد النداء وعرج إلى السماء ( هل من ناصر ینصرنی ) فئة من عشاق&nbsp;&nbsp;ثرى حریم الله تجمعوا لإحیاء الذکر العطر لإل البیت ولإعلان وقوفهم صفا ً واحداً وقلباً خاشعاً یداً بید للدفاع عن حرمة حرم ناموس الله هاهنا مُدَ سلمٌ نحو السماء نحو ارض کربلاء نحو بریق الحرم انتم أیضا بانضمامکم إلى تجمع المدافعین عن حرم الولایة اهتفوا لنداء الحق &nbsp;بلبیک مُنذ بدء تطاول الأعداء ، رفعت هذه التجمعات&nbsp;&nbsp;صوتاً تبلور شعاراً مثَلنا فکان وکنا،کلنا عباسک یا زینب فانعکس أثیره خیر صدى فی العالم وحینما واصل الأعداء&nbsp;&nbsp;هتک الحرمات قررنا وبتعاون سائر محبی مولاتنا زینب علیها السلام أن نخطوا بخطوات أکثر ثباتا ً وعزیمة فنسدد صفعة لوجوه أعداء الله لیکفوا عن أوهامهم الواهیة قال الله تعالى : وأعدوا لهم مااستطعتم من قوة ومن رباط الخیل ترهبون به عدو الله وعدوکم واخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم وماتنفقوا&nbsp;&nbsp;من شیء فی سبیل الله یوف الیکم وانتم لاتظلمون.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اصول دين</title>
<link>https://sahebzaman1385.loxblog.com/اصول-دين</link>
<guid>https://sahebzaman1385.loxblog.com/اصول-دين</guid>

<description><![CDATA[

بر هر شخص شيعه تكليف است كه با اصول و فروع و اركان دين آشنا شوند . البته اینکه به عنوان تكليف گفته &nbsp;شد&nbsp;از نظر شيعه
&nbsp;يعني شرع مبين و نيز از نظر عقل و منطق سخن بيجايي &nbsp;نيست...

&nbsp;
بسمه تعالي
&nbsp;
بر هر شخص شيعه تكليف است كه با اصول و فروع و اركان دين آشنا شوند . البته اینکه به عنوان تكليف گفته &nbsp;شد از نظر شيعه يعني شرع مبين و نيز از نظر عقل و منطق سخن بيجايي نيست چراكه بسياري از شيعيان اطلاعات اوليه دين را نيز ندارند و متاسفانه بي خبر از همه جا و صرفا به صورت موروثي در تشيع باقي مانده اند .چنانچه مي دانيداصول دين به صورت فهرست وار بر5 وجه است كه به ترتيب نام برده وتوضيح مختصري نيز ذكر خواهد شد.
1- توحيد: اولين اصل اعتقادي شيعه &nbsp;وحدانيت خداوند عزوجل است كه ميتوان گفت بحث
توحيد در شيعه &nbsp;مافوق تصور همه اديان و مذاهب است هرچند همه اديان با تعاريف خود
&nbsp;مدعي اند كه به وحدانيت خدا اعتقاد دارند.
2- عدل:دومين اصل تشيع مختص اعتقاد و مذهب شيعه است كه حتي اهل تسنن قائل به اين اصل نيستند. اين اصل بيانگر عدالت مطلق خداوند رحمان است و تفكر شيعي معتقد است كه ذات اقدس الهي به هيچ وجه &nbsp;در حق خلايق ظلم نمي كند.
3- نبوت : بنا به اين اصل و با برداشت از احاديث , شيعه معتقد به نبوت 124 هزار پيامبر است كه اولين ايشان حضرت آدم (ع) و خاتم و آخرين پيامبر حضرت رسول اكرم (ص) هستند. تمامي انبياء قبل مامور به دعوت مردم به پرستش خداوند يگانه و بشارت به بعثت آخرين پيامبر&nbsp; يعني حضرت محمد (ص) بوده اند و مردم را از روز قيامت با خبرمي ساختند.
4- امامت: شيعه معتقد است كه بعداز آخرين پيامبر وظيفه رهبري بر عهده 12 امام است كه لايق ترين جانشينان&nbsp; پيامبر اكرم (ص) هستند.
5- معاد: اصل پنجم بحث زندگي پس از مرگ را مطرح ميكند بدين معنا كه انسان بعداز
&nbsp;مرگ وارد زندگي ابدي شده و مرگ و هلاكتي نخواهد داشت.از اين رو اعتقاد به بهشت وجهنم و روز حشر و روز قيامت جزء اصول دين است.
نكته قابل توجه اينكه تمامي اصول دين صرفا اعتقادي مي باشند و فعل قابل انجام نيستند پس مي توان گفت هركس كه به يكي از اصول دين شك داشته باشد يا كاملا حق مطلب در باورشخص ادا نشود شيعه به شمار نمي آيد از اين رو شناخت و علم به اصول دين بر هر كس كه خود را شيعه مي نامد&nbsp; الزامي است.ناگفته نماند كه تمامي مباحث پنجگانه فوق قابل اثبات بوده و در صورت بروز شك و شبهه سعي در پاسخ به سوالات خواهيم داشت.
&nbsp;
با ثبت نظرهاي خود حتي انتقاد نويسنده
 را تشويق به ادامه بحث خواهيد كرد.
&nbsp;
ومن الله&nbsp; التوفيق
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:33:32 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

